خرید بک لینک
دیروز خیلی شلوغ بودم تا ساعت 8 شرکت بعد هم به اصرار حس ی قرار نیم ساعته گذاشتیم و همون حرفهای تکراری که خوب برای من قابل قبول نبود اصلا بعدشم رفتم خونه ی چیزی ذهن منو مشغول خودش کرده اون روز پنج

برچسب: نویسنده: ایلیا موسوی تاريخ: پنجشنبه 23 بهمن 1399 ساعت: 4:56

امروز چهلمین روزه ک مادرم عشقم تمام زندگیم رفته زیر خاک و دیگ پیشم نیست دیگ هیچ کس نیست ک وقتی میرم خونه درو برام باز کنه دیگ نیست ک جواب سلاممو بده دیگ نیست ک سرمو بذاره رو پاشو و موهامو ناز کنه دیگ

برچسب: نویسنده: ایلیا موسوی تاريخ: پنجشنبه 23 بهمن 1399 ساعت: 4:56

سه ماهه ک مامان گلم رفته و من تنها شدم تنهای تنها و هر روز ک از خواب بیدار میشم باید این مسئله با جدیت بیشتری توی صورتم بخوره خلاصه ک باشه مشکلی نیست قشنگ تو این دوران فهمیدم خودمم و خودم بعد از ای

برچسب: نویسنده: ایلیا موسوی تاريخ: پنجشنبه 23 بهمن 1399 ساعت: 4:56

تو این مدت ک رفتی دنیا خیلی بی رحم میگذره با تمام این حرفا شکر اما اصلا باورم نیست ک رفتی هر روز ک میام خونه حس میکنم هستی اونجایی دچار ی جور خلا شدم خلا عاطفی فکر ذهنی همه چی رفته تو کما مثل ادم

برچسب: نویسنده: ایلیا موسوی تاريخ: پنجشنبه 23 بهمن 1399 ساعت: 4:56

صفحه بندی